دکتر محمدباقر قاليباف:«بهشتي» فقط يك نام نيست كه هر سال در هفتم تير از او تجليل كنيم و او را بستاييم بلكه يك فرهنگ و قاموس است
فرهنگي كه در لحظه لحظه سرافرازي اين ملت نقش دارد و در صحنه صحنه اين انقلاب حضوري برجسته دارد و مكتب بهشتي چون خوني تازه و جوشان در شريانهاي پيكره حيات معنوي اين نهضت حسيني جاري است و الحق بقاي بهشتي مديون مظلوميت اوست؛ همان مظلوميت كه امام خميني(ره) دربارهاش قريب به اين مضمون فرمود: «چيزي كه شهادت شهيد بهشتي در برابر آن ناچيز است مظلوميت اوست.»
اگر گوش شنوايي باشد، مطئمناً ميشنوند كه شهيد مظلوم بهشتي هنوز از ما ميخواهد تا «عاشق خدا شويم» و دليل ميآورد كه: «زندگي به عشق است؛ مسلمان، عاشق است؛ عاشق خداست». صداي محكم و پرصلابت مردي كه راستقامت، جاودانه تاريخ خواهد ماند، چه روحنواز بود صداي مردي كه از خدمت ميگفت؛ مردي كه شيفته خدمت بود، نه تشنه قدرت.
در حقيقت ما هنوز هم براي شهيد بهشتي و يارانش به جز اظهار تأسف و تألم كار زيادي انجام ندادهايم و خطمشي آن بزرگوار كمتر بهعنوان سرمشق و سرلوحه كارمان مطرح بوده است. ما كمتر از بهشتي درس گرفتهايم و جملات بهيادماندني او را كمتر در ميدان عمل الگوي كار خود قرار دادهايم.
آنچه از شهيد بهشتي بايستي ميآموختيم فراوان است اما در ميان اينهمه آموختنيها آنچه فقدانش محسوس است «صداقت» است. اين بزرگوار سياست را عبادت ميدانست و آن را بهعنوان وظيفه سياسي براي خود و هر فرد مسلمان تلقي ميكرد و البته تأكيد وافر داشت كه ايفاي وظيفه سياسي غير از سياستبازي است: «سياست ،عبادت است...
ايفاي وظيفه سياسي غير از سياستبازي است. سياستبازي يعني خودپرستي، يعني مقامپرستي، يعني سودپرستي، يعني فدا كردن مصالح جامعه در راه مسائل شخصي، يعني دروغزني و دروغگويي».
ناگفته پيداست كه بدون رعايت اصول و معيارها چه بسا در يك يا چند مرحله فرصتهاي مناسبي براي تحقق برخي اهداف و برنامهها مهيا گردد، اما هنجارهاي سياسي و فرهنگي انقلاب اسلامي تنها در چارچوب حفظ اصول و آرمانها و در درجه اول با تداوم حفظ هويت اسلامي انقلاب و نظام توسط وفاداران انقلاب تقويت خواهد شد.
در حقيقت چه در زمان حيات شهيد مظلوم بهشتي و چه در حال حاضر با جرياناتي مواجهيم كه سعي دارند چنين وانمود كنند كه گويا عصر انقلاب، دوران كلام امام و دوران انقلاب بهسر آمده است و تاريخ مصرف چنين انديشههايي سپري شده است.
براي خنثي كردن چنين تبليغات مسمومي بايد انديشههاي امام را يكبار ديگر براي نسل امروز و فردا مرور كنيم و به آنها نشان دهيم كه حتي انديشه دستپروردگان امام نيز امروز و فردا ميتواند راهگشاي ما باشد؛چرا كه كلام حق تاريخ مصرف معيني ندارد.بهشتي معتقد بود و بارها با صراحت اعلام ميكرد كه «ما شيفتگان خدمتيم و نه تشنگان قدرت.»
چنين كلام متيني در واقع خطمشي روشني را در پيش روي پيروان انقلاب و امام بهتصوير ميكشد و منطقي است اگر بگوييم كه تاريخ مصرف آن بهمرور زمان به پايان نميرسد و فعالين سياسي در همه ادوار بايد در مقابل اين انديشه زانو بزنند و بدانند كه در «عمل سياسي» هم ميتوان «عبادت» كرد.
فقدان دكتر بهشتي محسوس است و بنايي كه او در حال ساختن آن بود به اتمام نرسيده است.
اگر وجود بهشتي از جامعه ما رختبربسته اما نكته مهم اينجاست كه انديشهها و راهبردهاي نوين و اصيل بهيادگار مانده توسط ايشان، تنها راه پيش روي جامعه، مسئولين و سياستگذاران ما براي تحقق اهداف متعاليه انقلاب اسلامي در دهه چهارم است و در اين دهه ميبايست با بررسي و مداقه جدي انديشههاي اين شهيد افق جديدي از فعاليتها را پيش روي جوانان كشورمان باز نمود.
منبع: همشهری