مدير جهاد كشاورزي املش خبر داد :واگذاري برنامه‌هاي آموزشي ترويج كشاورزي به بخش خصوصي l  رئيس كميته امداد املش خبر داد: افزايش حاميان ايتام در املش l  امام جمعه املش:نمايندگان مجلس در عزل و نصب‌هاي مسئولان دخالت نكنند l  رئيس موزه انقلاب و دفاع مقدس در املش : دستگيري جاسوسان اسرائيلي قدرت سپاه پاسداران و سربازان امام زمان (عج) را نشان داد l  خبر فوري/علي باباخاني در يك قدمي فرمانداري املش l  دكتر جمشيد محمدي مديركل جمعيت هلال احمر گيلان شد l  آقاجاني و زارع گزينه هاي جدي و مطرح فرمانداري املش l  مهندس موسي نظري پور مديرعامل آب منطقه اي گيلان شد l  رئيس مجمع نمايندگان گيلان: بخش كشاورزي گيلان در حال از بين رفتن است l  خبرويژه/دفتر جمعيت اصولگرايان اصلاح طلب در املش راه اندازي شد l  خبر ویژه /آخرين خبرها از انتخاب فرماندار جديد املش l  امام جمعه صومعه‌سرا درجيرگوابر: طبق وصيت شهدا بايد پشتيبان ولايت فقيه باشيم l  فلاح شجاعي فرماندار جديد شهرستان فومن معرفي شد l  تقدیر فرماندار املش از سرهنگ مرآت فرمانده انتظامی املش l  رئيس اداره حفاظت محيط زيست املش: تالاب طبيعي زربيجار املش لايروبي مي‌شود l  مدير عامل شركت تعاوني دامداران املش: كاهش توليد شير خسارت جبران ناپذيري را متوجه تعاوني و دامداران املشي مي‌كند l  یک سوم اراضی چایکاری شمال به "نماتد" مبتلا هستند l  امام جمعه املش: برگزاري كنفرانس اديان سرپوش نهادن به جنايات بوش است l  نماينده مردم رودسر و املش:سيل گيلان ناشي از تخريب جنگل‌ها است l  نمايشگاه تازه‌هاي كتاب در املش افتتاح شد l  سرپرست اداره محيط زيست املش:اخطاریه‌های زیست محیطی برای کنترل شیرابه زباله به شهرداری املش صادر شده است l  نماينده مردم رودسر و املش در مجلس: سند روستايي از مهاجرت روستاييان به شهر جلوگيري مي‌كند l  فرماندار املش: امكانات موجود پاسخگوي باران سيل‌آسا در املش نيست l  معاون شهردار املش: بارندگي شديد به تاسيسات زيربنايي املش خسارت وارد كرد l  امام جمعه املش: مراكز فرهنگي بايد از موازي‌كاري پرهيز كنند l  شهردارسابق املش مديركل بنياد مسكن گيلان شد l  خبراختصاصي/دفتر جمعيت اصولگرايان اصلاح طلب در گيلان افتتاح شد l  از سوي دولت خصيل دشت املش منطقه نمونه گردشگري انتخاب شد l  نماینده رودسرو املش: بناهای تاریخی املش و رودسر در معرض تهدید فرسودگی است l  رئيس تربيت بدني املش خبر داد :راه‌اندازي كتابخانه فرهنگي ـ‌ ورزشي در تربيت بدني املش l 
پاسخ به یک مطلب

حسن كربلايي : چندی پیش نشریه استانی سردار جنگل، مقاله ای درباره اینجانب منتشر کرد که بازتابهای زیادی در بین اصولگرایان و اصلاح طلبان داشته است اینک متن کامل آن مقاله و پاسخی که برای آن نشریه نوشته ام، را جهت تنویر افکار عمومی ذکر می کنم:


بسم الله الرحمن الرحیم
جناب آقای نقی علیزاده صاحب امتیاز و مدیر مسئول نشریه سردار جنگل
سلام علیکم

با تبریک پیشاپیش اعیاد شعبانیه متذکر می‌شوم در شماره 136 نشریه خودتان به قلم نویسنده‌ای که او را می‌شناسم با اسمی مستعار تحت عنوان«انسانی به رنگ خاکستری» مطالبی درباره این حقیر نوشته شده که لازم دیدم نکاتی را تقدیم کنم و اگر صلاح دیدید چاپ کنید.

اولاً نتیجه‌گیری ابتدایی نویسنده با آنچه در متن مقاله آمده همخوانی ندارد و کاری غلط و اشتباه است براساس آیه قرآن:" ان العزه لله و لرسوله و للمومنین"، عزت از آن خدا و رسول خدا و مومنین است. که این بنده حقیر خود را لایق عنوان مومن نمی‌دانم و عنوان ذلت هم مربوط به کسانی است که برای حفظ خود دست به دریوزگی می‌زنند و بنده چون برای ماندن تلاش نمی‌کنم بنابراین ذلیل هم نیستم.

ثانیاً آنچه درباره شأن و منزلت بنده نوشته شده در برابر ایثارگری ایثارگران و رزمندگان و مردان خدا بسیار ناچیز است و اگر درست هم باشد، کاری فوق‌العاده نیست و وظیفه هر مسلمان این است که در هر شرایطی با وظایف دینی و سیاسی خود آشنا باشد.

ثالثاً اگر نشریه‌ای سخن از رانندگی اینجانب برای فلان شخصیت سیاسی به میان آورده برای تحقیر کردن است وگرنه، رانندگی شخصیت سیاسی و انقلابی و علمی بد نیست و مهم آن است که این رانندگی یا آن فرمانداری و آن پست و مقام در چه راهی و با چه هدفی باشد. شما خوب می‌دانید که همه بچه های انقلاب و جبهه و جنگ حتی از کارهایی مثل ساختن توالت، پرکردن گونی خاک، جابجایی آهن و چوب، نظافت و جاروی سنگرها، پنچرگیری، لوله کشی، جوشکاری و رانندگی خودداری نمی‌کردند. ضمن اینکه این جانب از ابتدای سال 1359 در رشت زندگی می‌کنم و هیچ وقت شخصیت ارجمند و انقلابی بنام اسدالله بادامچیان با بنده همکار، همسایه، همشهری و هم‌ولایتی نبوده و سال‌های 1357 و 1358 و پس از آزادی او از زندان ستمشاهی، گاهی به شهر قم می‌آمدند و آن زمان نه بنده ماشین داشتم و نه ایشان. ومعمولاً با اتوبوس به قم می آمدند و پس از سخنرانی و یا پایان جلسه در حزب جمهوری اسلامی باز هم با اتوبوس به تهران باز می‌گشتند. البته با عنایت به شرایط اول انقلاب و در حالی که جوان بیست ساله‌ای بودم با وسیله نقلیه حزب جمهوری اسلامی قم، "حضرت آیت الله مشکینی" را هر روزه از منزل به مسجد اعظم قم می‌بردم تا درس اخلاق برای طلاب داشته باشند و همچنین ایشان(آیت الله مشکینی) و مرحوم شهید ربانی املشی و آیت الله طاهری خرم آبادی و برخی اساتید حوزه را جهت تدوین قانون اساسی به تهران و مجلس شورای اسلامی می‌بردم و وقتی به گیلان برای تاسیس سازمان تبلیغات اسلامی‌آمدیم، بزرگوارانی همچون فاکر، قرائتی و جنتی و بسیاری از شخصیت‌های علمی را به گیلان جهت سخنرانی و یا همایش می‌آوردم.

اتفاقاً آنچه آن نشریه معلوم‌الحال اصلاح‌طلب ننگ دانسته، بنده جزء افتخاراتم ثبت کرده‌ام و شرایط انقلاب اسلامی ایجاب می‌کرد هرکاری که توان انجام آن را داشتم انجام دهم. اکنون که بحث رانندگی شد خاطره ای را هم از اوائل انقلاب تقدیم می‌کنم؛ یکی از روزهایی که عوامل حزب خلق مسلمان جهت شرارت و درگیری به قم آمده بودند، حضرت امام رحمه الله علیه جهت حفظ امنیت و جلوگیری از درگیری، اطلاعیه‌ای را صادر فرمودند و این اطلاعیه از طرف آیت الله سید حسن طاهری خرم آبادی به بنده داده شد تا آنرا در خیابان ارم قم نزدیک حرم حضرت معصومه قرائت کنم و بنده با همان وسیله حزب جمهوری اسلامی قم به محل مورد نظر رفتم و روی سقف آن ماشین با بلندگو اطلاعیه حضرت امام را خواندم و هنگامی که مردم پراکنده شدند به محل دفتر حزب جمهوری بازگشتم.

آقای علیزاده، همان فردی که در مطلب کوتاه خود در آن نشریه اصلاح طلب درباره بنده چنین قضاوت کرده، می‌داند که از نوشتن پرده تا نصب آن و از کندن و حذف پرده‌های منافقین، حزب توده، و چریکهایی فدایی خلق تا آوردن کتاب از قم به گیلان و فروش روزنامه جمهوری اسلامی و اداره کلاس قرآن و بینش اسلامی در دبیرستان وشعار راهپیمایی‌ها جزء کارهایی بود که نه تنها من بلکه بسیاری از بچه‌های انقلاب انجام می‌دادند. البته آن نویسنده خود می‌داند که کربلایی همان کربلایی است نه رنگ باخته و نه مایه ننگ نظام بوده و نه هر روز زیر پرچم منحرفی سینه زده و نه اکنون به دنبال پست و مقام است.

رابعاً هم امام خمینی رحمت الله علیه و هم آیت الله خامنه‌ای، رهبر معظم انقلاب اسلامی حفظه الله تعالی فرموده‌اند: اگر کسانی توانایی انجام کاری را دارند واجب است برای تصدی آن مسئولیت اعلان آمادگی کنند و آن زمان که بحث استانداری در دولت اصولگرا مطرح شد؛

1- چند نفر مطرح شدند و من هم در لیست بودم و حامیان زیادی از تشکل‌ها و شخصیت‌ها داشتم.

2- این توانایی را درخود می‌دیدم و سی سال خدمت در گیلان و نهادهای مرتبط مرا واقف بر مسائل گیلان کرده است.

3- اثبات اینکه دیگران از بنده تواناتر و لایق تر بودند هم برای جنابعالی و بسیاری افراد کار آسانی نیست.

خامساً اینجانب هیچ وقت دنبال جمع کردن مرید نبوده و نیستم و همه ما بایستی مرید مقام معظم رهبری باشیم و خدا را شکر می کنم با اینکه ممکن است از سوی جناح‌ها و گروه‌ها و جریانات سیاسی و حتی کسانی که آنان را به پست و مقام رسانده‌ام، مورد ظلم و یا نامردی قرار گرفته باشم، لیکن در راه امام و رهبری همچنان ایستاده‌ام و اگر کسی در این مسیر باشد، با یار و بی‌یار موفق و پیروز است.

اگر برابر آنچه شما نوشته‌اید من به تعداد انگشتان دست یاور ندارم چه ضرورتی داشت به صورت بنده تیغ بکشید؟ لیکن بنده این افتخار را دارم که در خدمت یاران فراوان امام و رهبر هستم. شما هم دعا کنید خداوند منان نعمت نوکری و خدمتگزاری امام و رهبری و نظام و شهدا را از ما نگیرد.

نکته پایانی اینکه اکنون زمان توزیع غنیمت نیست تا افرادی بر سر آن به دعوا و ستیز بپردازند و هر کس این خط را به نویسنده داده است قطعا خیر خواه نشریه شما نیست و از روی خودخواهی این اقدام صورت گرفته است. این گوی و این هم میدان! امروز هر کس هر چه توان دارد باید هزینه کند.

امروز دشمنان نظام و انقلاب در برابر همه هستی و دین ما ایستاده اند و وظیفه دفاع از ارزش‌ها بر دوش تک تک ما سنگینی می‌کند. اکنون عصر تهاجم و شبیخون و قتل و عام و ناتوی فرهنگی ـ به تعبیر مقام معظم رهبری ـ است و بایستی مدام ما را وادار به فعالیت و تلاش و مقابله کند.

همه موظفیم برای حفظ ارزش‌ها، دفاع از دولت خدمتگزار و شخص آقای احمدی نژاد، اقدام کنیم. همه ما مدیون ایثارگری شهدا و جانبازان و رزمندگان هستیم. ماندن و فعال بودن و تلاش کردن و به استراحت نپرداختن را از بهشتی آموختیم و ان شاء الله ادامه خواهیم داد. خدمت به مردم با پست و بی پست، ممکن و لازم است و ما به جهاد در راه خدا ماموریم. چه جمعی و چه انفرادی.

والسلام
والعاقبه للمتقین
حسن کربلایی
مرداد87

==============================================

اشاره: چندی پیش نشریه استانی سردار جنگل، مقاله ای درباره اینجانب منتشر کرد که بازتابهای زیادی در بین اصولگرایان و اصلاح طلبان داشته است اینک متن کامل آن مقاله و پاسخی که برای آن نشریه نوشته ام، را جهت تنویر افکار عمومی ذکر می کنم:


مقاله نشریه سردار جنگل:
انسانی به رنگ خاکستری
سید احمد سجادی

آنچه در قضاوت آدم‌ها ما را همواره به اشتباه می‌اندازد گام برداشتن آدمها در جهت منافع شخصی ماست. مادامی که آدم ها متضمن منافع ما باشند خوبند و آنگاه که منافع ما را به خطر بیندازند بدند. در واقع ملاک قضاوت ما در خصوص آدم‌ها منافع و مطامع شخصی ماست نه میزان حق و حقیقت!

این واقعیت آنجا نمود بیشتری می‌یابد که در عالم سیاست آدم‌هایی را می‌یابی که چند صباحی پیش در جمع آدم‌های خوب قرار داشتند اما یک باره از اوج عزت به حضیض ذلت فرو افتادند و همچون کالای منقضی شده دور انداخته می‌شوند.

از این رو ما را نگاهی تیز نیست تا به درون آدم‌ها برویم و کانون جوشان آرزو‌ها و اشتیاق‌ها را بسنجیم. بر این اساس ظاهر اعمال آدم‌ها ما را به قضاوتی نسبی از انسان‌ها وا می‌دارد شاید چاره‌ای نیست جز این‌که در امورمان و قضاوت‌های‌مان نهایت تلاش‌مان را بکنیم و قضاوت مطلق را به خداوند دانا واگذار نماییم.

حسن کربلایی اما یکی از آن آدم‌هایی است که نمی‌توان به طور کلی او را تایید کرد و نه می‌توان منکر برخی کمالات و حسنات وی شد. او انسان ناشناخته‌ای نیست حتی برای دشمنان خویش او فردی شناخته شده و قابل حساب است هرچند نشریه‌ای او را راننده بادامچیان بخواند. اما دردسر این راننده بادامچیان برای عده‌ای از اصلاح‌طلبان به مراتب بیشتر از خود بادامچیان یا باهنر و یا عسکر اولادی است. هرچند راننده یک خدمتگزار انقلاب بودن شرف دارد به مزدوری و وطن فروشی برخی اصلاح‌طلبان!!

او را نمی‌توان دست کم گرفت. شاید او هیچ زمانی اینگونه دشمنانی هماهنگ نداشت؛ همه اصلاح‌طلبان، بخشی از اصولگرایان، بخش اعظمی از نمایندگان، تعدادی از ائمه جمعه، همگی در جبهه واحدی خواستار هجرت وی از استانند اما او همچنان به مواضع خود پافشاری می‌کند و گیلان را مأمن مناسبی برای خدمت و فعالیت‌های سیاسی خود می‌داند.

او رقبایش را خوب می‌شناسد و به مدد جایگاه خویش در شورای نگهبان پرونده بسیاری از رقبا و منتقدانش را که به گفته خویش مملو از سیاه‌کاری و سو استفاده‌های مالی است پیش رو دارد. اما او خود را هرگز آلوده مسائل مالی نکرده این موضوع را حتی دشمنان منصف وی نیز تصدیق می‌کنند.

حسن کربلایی پیوند دیرینه با انقلاب اسلامی دارد در همنشینی با او هنوز بوی انقلاب پنجاه و هفت را احساس می‌کنی. آنگاه که با حرارت خاص و ته لهجه قمی تاریخ انقلاب را مرور می‌کند تا نقش جریانات سیاسی را در فراز و فرود انقلاب بازگو نماید. او تاریخ انقلاب را خوب می‌داند چرا که از عنفوان انقلاب همدم و همراه انقلاب بوده از همراهی در اعتراض مردم نسبت به مقاله کذایی رشیدی مطلق بر علیه حضرت امام خمینی گرفته تا راهپیمایی‌های منجر به پیروزی انقلاب، او لحظه‌ای حتی از اعتقاد خویش در مورد انقلاب دست بر نداشته و در این بین مرارت‌های بسیاری متحمل شده است. قاطعیت، شجاعت، تدین، بی‌رغبتی به دنیا، ساده‌زیستی از جمله ویژگی‌های حسن کربلایی است. حتی پس از عزل وی، هنوز هم اهالی رسانه ملی از قاطعیت وی در جایگاه معاونت صدا و سیما سخن گفته و حسرت مدیریت شجاعانه وی را می‌خورند. او اهل باج دادن نیست و اصلا همین عامل باعث عزل وی شد آنگاه که شراکت سروش در برنامه‌های رادیویی را نپذیرفت و شرکت سروش را با درآمد میلیاردی و بی حساب و کتاب به اهل آن واگذار کرد.

اما والاترین مردان خدا نیز گاهی افسار نفس را رها کرده در دام جاه‌طلبی و شهرت افتاده و چند صباحی از مسیر حق و حقیقت خارج می‌شوند. اشتباه تاریخی کربلایی اما زمانی رخ داد که وی سودای استاندار شدن در سر پروراند، آنگاه تنها خود را واجد و لایق این مسئولیت دانست و برای حذف گزینه‌های مطرح آن زمان نامه‌نگاری کرد شاید اگر در آن مقطع تاریخی لجام نفس خویش را در دست می‌گرفت و از نفس خویش صیانت می‌کرد و به هوای درون خویش نه می‌گفت، اکنون سرنوشتی دیگرگونه داشت. حسن کربلایی بعد از آنکه نتوانست بر کرسی استانداری گیلان تکیه کند پیشنهاد برخی نمایندگان را برای تصدی معاونت استانداری را نیز نپذیرفت. او از آن زمان اشتباهاتی را در عرصه سیاسی استان مرتکب شد که این موضع‌گیری‌ها از انسان کارکشته‌ای مثل او بعید به نظر می‌رسید. مواضعی که بسیاری از همفکران و نزدیکان وی را نیز آزار می‌داد و در نهایت بسیاری از رفقای سیاسی خویش را نیز از دست داد. حسن کربلایی اگر تنها تامل نماید که که چگونه می‌شود حلقه دوستان سیاسی وی که زمانی از هزاران نفر نیز تجاوز می‌کرد اکنون به تعداد انگشتان دست رسیده است شاید پاشنه آشیل خویش را می‌یافت و در صدد اصلاح رفتار خویش بر می‌آمد. اکنون نیز شاید نقطه عطفی در زندگی سیاسی او رقم خواهد خورد چنانکه زمزمه رفتن وی از دفتر نظارت شورای نگهبان شنیده می‌شود. شاید این فرصت فراغت غنیمتی باشد برای تامل بیشتر ایشان در عرصه سیاسی و خود سازی.

تکیه بر تقوی و دانش در طریقت کافریست
راهرو گر صد هنر دارد توکل بایدش

چاپ15 مرداد 1387